حس میکنم خیلی دارم اذیتش میکنم ...اگه من نبودم مجبور نبود انقده خودش رو درگیر پروژه و ماموریت کنه ... اگه من نبودم مجبور نبود کلی از حقوقش رو بابت وام مسکن بده ...اگه نبودم زندگی بهتری داشت ... شانس های بهتری داشت ... دخترای بهتری می اومدن توی زندگیش می تونست با یکی ازدواج کنه که سطح تحصیلاتش بالا باشه فوق لیسانس داشته باشه شاغل باشه اونجوری که خانواده اش می پسندن ...اگه من نبودم می تونست با یکی از من بهتر باشه ..خوشگلتر خانوم تر ..اگه نبودم مجبور نبود برای هر ثانیه از آینده اش طرح و برنامه بریزه و تازه در قبال من هم احساس مسئولیت کنه .هر چقدر وارد جزئیات میشم می بینم بجز ضرر هیچ سودی براش نداشتم ...حس میکنم این طفلکی هم با من گیر افتاده ..حس میکنم خیلی بهش بدهکارم روی کاغذ نه اما مرامی چرا ...مرامی خیلی بهش بدهکارم ..گاهی  میگم ای کاش نبودم براش !!!

 تازگیا وقتی سوالهام زیاد میشه عصبانی میشه ..دائم گیر میده بهم که چرا تو انقده دنبال فکر و خیالی ..دست خودم نیست بخدا هرکاری میکنم نمی تونم خودم رو بی خیال نگه دارم ..نگران آینده ام .. درکم میکنه ...ما همدیگه رو می فهمیم اما توی این مورد نمی تونه حس و حال منو بفهمه..من آدمی بودم که توی حال زندگی کردم اما همیشه هوای آینده رو هم داشتم نمی خوام وقتی آینده میاد غافلگیر بشم و میخوام یه حداقل تصوری ازش داشته باشم که وقتی "مبادایی " از راه رسید دست و پای خودم رو گم نکنم ...وضعیت ما به اندازه ی کافی سخت هست ...من میخوام توی هر قدم با جزئیات وارد بشم ..تا حرفی میزنم تا سوالی می پرسم میگه مهسا انقده فکر و خیال نکن ...گاهی حتی لحنش تند میشه اون وقت من بغض میکنم و بدون اینکه چیزی به روش بیارم ازش می پرسم من حرف میزنم یا سوال می پرسم تو رو عصبانی میکنم ؟؟ و اون برای هزار و چندمین بار میگه نه مهسا فقط بجای این همه فکر و خیال بشین پای درس و مشقت !!!

 چند روزه خیلی کم ظرفیت شدم ..دنبال یه بهانه ای میگردم که یه دل سیر داد و فریاد راه بندازم ...دلم میخواد یه دل سیر گریه کنم ...اما حتی اشکام هم نمیاد ...تنش رو به معنای واقعی دارم حس میکنم با هیچ کس هم هیچ مشکلی ندارم بجز خودم ..الان دقیقا در حالت "خود درگیری " به سر میبرم ..کاش می شد برم سفر ..به یه سفر احتیاج دارم ..اما هیچ رقمه برام جور نمیشه ...خیلی کم حوصله شدم ..راستش اون جریان مکه هم گند زد به روحیه ام ..نمی تونم فراموشش کنم خیلی ذوق و شوق داشتم .بد تر از همه اینه که با چند تا آدم زبون نفهم هم روبرو بشی ..یا چیزهایی رو ببینی توی خیابون که عمق زخم های جامعه رو نشون میده و تو فقط حرص بخوری و نتونی کاری انجام بدی دندون عقلم هم که شده نور علی نور ...اصلا نمی تونم خمیازه بکشم ...دهنم بطور کامل باز نمیشه و غذا خوردن برام سخت شده ..لامصب تا گوش و گلوم تیر میکشه !!!

بعضی حرفا بدجوری اذیتم میکنه فقط این چند روزه اینجوری شدم ...اه ..خودمم نمیدونم چم شده .دارم چرت و پرت میگم نه ؟؟.شاید علتش روزهای تقویم باشه ولی هیچ وقت سابقه نداشته منو اینجوری کم حوصله کنه !!!...کاش می شد بعضی چیزا رو تغییر داد ..خیلی تلاش کردم اما اون بالایی اصرار داره با جبرش روی همه چیز حاکمیت کنه ..امروز خیلی رک به اون بالایی گفتم "خیلی نامردی" !!...دیروز سرم داد زد ..شریک رو میگم ..وقتی سرم داد میزنه تمام تنم میلرزه ...زود بغض میکنم ..دقیقا حس بچه ای بهم دست میده که بزرگترش داره سرش داد میزنه ..هیچ وقت نمی تونم اینجور موقع ها منم در مقابلش حرف بزنم ...حتی نمی تونم توی صورتش نگاه کنم ..فقط ساکتم .دیروز سرم و انداخته بودم پایین ..اون داد و فریاد میزد ..منم دونه دونه جوری که نفهمه اشکام می اومد ..که البته فهمید ..بعد خیلی آرومم کرد اما ...من کم حوصله شدم ..نمیدونم چرا روبروی شریک فقط اینجوریم ..روبروی خیلی ها اگه بهم حرفی بزنن یه لایه برداری مجانی از پوستشون انجام میدم اما شریک خیلی با بقیه فرق داره ..دروغ چرا؟ ...ازش حساب میبرم ...حرفاش رو قبول دارم ..بهش حق میدم سرزنشم کنه اما من واقعا الان توی موقعیتی نیستم که بتونم روی مسائلی که اصرار داره بهشون توجه بیشتری نشون بدم تمرکز کنم !!!

پ .ن 1: کلا" با زمستون خیلی حال میکنم :)

 پ .ن 2: برای مصری ها خوشحالم ...یعنی حالا اونا هم یارانه ای میشن ؟؟

 پ .ن 3: کشته مرده ی کامنتهای خصوصیتون هستم وقتی پست رمز دار می نویسم  و با تهدیداتتون روبرو میشم ..مثلا اینکه میزنید منو له می کنید ..چقده شماها مهربونید اخه ؟؟؟...رمز توی همون کامنتهای پست قبله ...با همه ی احترامی که براتون قائلم اما راستش  نه حوصله ی ایمیل زدن به ملت رو داشتم که رمز بدم نه وبلاگ باز کردن ...حالا خوبه چرت و پرتی بیش ننوشتم !!!

 پ .ن ۴: سارینا جان ..بجای ایمیل برام کامنت خصوصی بزار اگه کاری از دستم بر بیاد دریغ نمیکنم

پ .ن ۵: توی این گیر و داد "تیکا جون" دائم روزی ۳۰ بار برام ایمیل می فرسته و  واسه محصولات و فیلم های ص ک ث یش تبلیغ میکنه ..موندم این یکی ایمیل منو دیگه از کجا پیدا کرده ..قربون حکمت خدا برم ببین روزی چند بار از چه ادمایی ایمیل میاد ..اونم چه ایمیلهایی ..آخرین ایمیلش جشنواره هم گذاشته بود