همراه :))

 
ادامه نوشته

:)))

 

ادامه نوشته

یه همچین مردمی هستیم !!

دلخور بودید که چرا فقط کامنتهای مخالفها رو تائید میکنم ....این کار رو از قصد کردم که اون فقط یه پست معمولی نباشه پستی باشه برای درس عبرت و تجربه گرفتن همه ی ما ...برای نشون دادن ذهنیت و شخصیت یه سری آدم که دم از اخلاقیات میزنن اما دریغ از یک جو عفت کلام !!

شاید کفر باشه اما گاهی میگم شیطان حق داشت روبر به ما سجده نکنه ...ما آدما عجب موجوداتی هستیم ...اگه بیایم دم از آه و ناله و بدبختی بزنیم میشیم آدم خوبه ...و اگه با خوش بینی بریم جلو و جاهای خالی زندگیمون رو با داشته هامون پر کنیم میشیم آدم بده ...حرفهامون میشن دروغ و خیالبافی !!

ما نمی تونیم ببینیم یک نفر یک جز ناقابل توی زندگیش از ما بیشتر داره ...نمی تونیم دلهای بزرگ داشته باشیم و وقت نداریهامون وقتی داشته های بقیه رو ببینیم بگیم خدا رو شکر خدایا از این بیشتر بهش بده طرف باید مثل خودمون ندار باشه باید تمام داشته هاشو پنهان کنه ...باید ذوق و شوقش رو کور کنه چون ما نداریم ...چون ما نمی تونیم ببینیم ..چون ما نمی تونیم آرزو کنیم از اونا با خوبی و خوشبختی استفاده کنه ...چون دیدن و خوندن داشته هاش برای ما انقده آزار دهنده میشه که حاضر میشیم اونو بزاریم کنار و چشم ببندیم روش ...ما حتی نباید از خونه بریم بیرون چون ممکنه یکی یهو با ماشین آخرین سیستم خارجیش چند قدم اون طرف تر از پای ما ترمز میکنه ...ما ماشینش رو می بینیم و چون خودمون نداریم باید دلمون بشکنه و طرف بیاد بیفته روی دست و پامون که من غلط کردم ماشین خارجی سوار شدم تو رو خدا منو ببخش حلالم کن از فردا میرم ژیان سوار میشم ...بعد یهو دل شکسته ی ما بهم پیوند میخوره و دیگه طرف رو یک آدم فخر فروش نمی بینیم !!!

ما حتی نباید بریم خونه ی یکی که یک یخچال وارداتی چندین میلیونی داره چون ما نداریم ..چون طرف فقط این یخچال رو گذاشته ی توی خونه اش نه واسه اینکه استفاده کنه واسه اینکه فخرش رو به ما بفروشه و پز بده و بگه ببین من دارم اما تو نداری ....و ما نمی تونیم براش آرزو کنیم با یک دلخوش یک آب یخ از اون یخچال بخوره و گوارای وجودش باشه ...چون ما نداریم و دلمون میشکنه !!

ما حق نداریم بپرسیم مدرکت چیه ؟ چون طرف ممکنه مدرکش دکترا باشه چون تلاش و سطح هوشش بالاتر از ماست ...و ما نمی تونیم ببینیم و دلمون میشکنه و طرف چون با مدرک دکترا رفته سرکار و چند جایی هم توی جمع وقتی حرفش پیش اومد از تخصصش حرف زد ..ما دلمون شکست ...باید بیاد ازمون حلالیت بخواد و بره یه سیکل دستش بگیره و به ملت هم بگه تو رو خدا صداشو در نیارید که من دکترا دارم طرف دلش شکسته کسی هم ازم نپرسه مدرکت چیه  ....چون ما نمی تونیم براش آرزوی موفقیت کنیم و دعا کنیم بهترین موقعیت شغلی نصیبش بشه !!

ما توی خیابون چشامون رو باید بدوزیم به آسفالت چون طرف توی یک برج خداتومنی زندگی میکنه ..وقتی از تلاشش برای داشتن همچین خونه ای صحبت  میکنه و موفقیتش برای خرید و خوشحال از نتیجه بخش بودن تلاشهاش ...ما دلمون میشکنه چون ما نمیتونیم ببینیم ...چون ما نمی تونیم دعا کنیم نه یک واحد که یه روزی صاحب کل اون برج بشه ...ما حتی نمی تونیم ازش استفاده کنیم و سعی کنیم جا پای قدمهای مثبتش بزاریم ...طرف اگه با نهایت سادگی هم و از روی دل صافش تجربیاتش رو در اختیار ما گذاشت داره فخر میفروشه و ما باید قیدش رو بزنیم ...ما دلمون میشکنه !!

اصلا اینجور آدمها همه یک مشت ادم منحرف هستن که ما با یک دل شکسته باید براشون ارزو کنیم خدا به راه راست هدایتشون کنه !!

هیچکسی نباید توی وبلاگش خاطرات عاشقانه اش رو ثبت کنه ...هیچکسی حق نداره دست گرم شریکش رو به گرمی فشار بده ...هیچکسی حق نداره از وصالش بنویسه ...از دوست داشتنها و احساساتی که بین خودش و شریکش هست از ذوق و شوقی که برای هم دارن ...چون ما شریک نداریم ...چون ما حق اینو داریم که به طرف بگیم تو نباید اینجوری بنویسی ..ما مواضع نوشتنش رو بدون اینکه بدونیم به ما ربطی داره یا نداره تعیین میکنیم ....بعد هم بهش میگیم ببین خانواده ی شریکت تو رو نمی پسندن و شریکت آدم حسابی نیست وگرنه تو رو انتخاب نمیکرد ....ما نمیتونیم براشون آرزوی خوشبختی کنیم ...ما نمی تونیم عاشقانه هاشون رو بخونیم و خوشحال باشیم از اینکه هنوز هستند دلهایی که عاشقانه برای هم به تپش در میان !!

ما نه تنها خلیفه ی برحق خدا هستیم بلکه از طرف خدا هم حق داریم در مورد گناه کردن یا نکردن یک نفر حکم صادر کنیم و بهش بگیم ببین تو باید یا رومی روم باشی یا زنگی زنگ ..نمیشه که هم با یه نامحرم باشی هم خدا رو دوست داشته باشی هم به ائمه هاش ارادت ...اینکار مسخره کردن خدا و ائمه است یعنی تو دقیقا با اینکارت داری به ریش خدا میخندی ...غافل از اینکه مطمئن باشیم طرف واقعا غرض داره که مسخره کنه؟؟...طرف خودش توی چه خلوتی برای همون خدا و همون ائمه از سر شرمندگی اشک می ریزه و میگه خدا من سست اراده ام ...من نمیتونم دست بکشم ...غافل از اینکه حتی بدونیم اون حاجت خاصی که طرف انقده از اجابتش دم میزنه چیه؟؟...غافل از اینکه بدونیم همین آدم چطوری لحظه ی ورودش به کعبه اشک می ریخت و میگفت خدا رو سیاهی من به اندازه ی روسیاهی پرده ی خونه اته هیچی با خودم نیاوردم فقط دلم خوشه به کسی که برات این سفر رو توی حرمش گرفتم ...به کسی که عاجزانه ازش خواستم ضامنم بشه بتونم بمونم با این همه رو سیاهی روبروی خونه ات ....انقدر که ما ادعا داریم خدا که با همه ی عظمتش ارحم الراحمین بودن خودش رو وعده داده نداره !!

هیچکسی از دوستان ما حق نداره بهمون روحیه بده حتی اگه استادمون باشه..حق نداره بگه درس بخون آینده ی روشنی داری ..حق نداره تواناییهاتو بهت یاداوری کنه که خودتو جمع کنی ...حق نداره بگه بازارکار شما خوبه درامد بالایی دارید ...حق نداره بگه تو میتونی ...این حرفا رو واسه این میگه که تلاش و امید طرف رو بیشتر کنه ... ثبت میکنه که هم براش بمونه خاطره و هم بشه ملکه ی ذهنش برای رسیدن به هدفهاش .....بعد ما که میتونیم بیایم بهش بگیم تو کدوم چهره ی روانشناسی معروف میشی ؟؟..اصلا تو مگه کی هستی ؟؟...تو توی ارشد قبول شدنت توی تهران هم معلوم نیست بشه یا نشه ...حالا گیرم که بشه تو نمیتونی به اینده ی شغلی خوبی برسی ...استادت هم قصدش مسخره کردنت بوده ....دقت کنید ما قصد و غرض استاد طرف رو هم مشخص میکنیم ....ما تمام هدفها و ارزوها و اینده ی روشن یک نفر رو خیلی قشنگ به آتیش میکشیم ...و احتمالا" حق هم با خود ماست !!

حالا یه استثنایی هم هست اینکه مثلا ما اشتباه کرده باشیم ...اما تقصیر خود طرف بوده چون اینجوری نوشته ...و ما هم بدون اینکه قصد و غرض خودش و استادش رو بدونیم ...این حق مسلم رو داریم که هرجوری دلمون بخواد برداشت و قضاوت کنیم !!

ما میتونیم در مورد کسی که هرگز ندیدیمش و هرگز به شناخت دقیقی ازش نرسیدیم ...تهمت بزنیم و هرجوری دلمون بخواد هم قضاوت کنیم و اون طرف هم حتما باید بپذیره و در موردش فکر کنه و مطمئن بشه که اشتباه کرده غافل از اینکه اون طرف خودش رو خیلی بیشتر از ماهایی میشناسه که دورادور به واسطه ی چند نوشته در حالیکه شاید از خیلی از روزهاش بیخبریم اظهار نظر میکنیم ...اظهار نظر هم تحمیل نظر ..طرف هم اگه دلش شکست ...مشکل خودشه ...ما لازم باشه اصلا خیلی طلبکارانه هم برخورد میکنیم ...حالا اگه طرف دلش بشکنه و آه دلش برسه به آسمون سختی اون آه به خودش برمیگرده و عاقبت تهمت و قضاوت و پایمال کردن حق الناس هم میشه بهشت !!

ما تنگ نظریم ..چشمهای ما تنگ نظرها عین همون مصرع اون شعر میشه که گفتن یا با قناعت پر میشه یا خاک گور .. ما ...مناعت طبع نداریم ...ما یادنگرفتیم باید به بضاعت خودمون نگاه کنیم و نه اینکه چشممون دنبال زندگی این و اون باشه ....ما یاد نگرفتیم باید خودمون رو با پایین دست خودمون مقایسه کنیم نه بالا دست ... ..ما هرگز نمیتونیم خوشبختی دیگران رو ببینیم ازش انرژی مثبت بگیریم ...ما بی صبرانه منتظر شنیدن خبرهای بد و مشکلات طرف هستیم ...ما همه ی حرفهامون اصلا و ابدا" از سر حقارت و حسادت نیست ما حرف میزنیم به قصد انتقاد و حق هم داریم در مورد کسی که شناختمون ازش کامل نیست بگیم تو انتقاد پذبر نیستی ....ما حتی نمیدونیم توی اظهار نظرهامون عفت کلام داشته باشیم و یک درصد این احتمال رو بدیم که شاید اشتباه کرده باشیم ...ما هرگز خیر خواه زندگی هم نیستیم و اصلا نمی تونیم باور کنیم که شاید واسه همینه که خیر چشمگیری توی زندگیهامون نمیاد ...ما خیلی راحت میتونیم همه ی آمال و آرزوهای یک نفر رو به تمسخر بگیریم ...حتی زادگاه پر از افتخارش رو کوره دهات لقب بدیم و انقده شعور نداشته باشیم که بدونیم مانور دادن روی پایتخت و کوره دهات خوندن هر نقطه ای که خارج از اون باشه توهین به یک نفر مثل من نیست توهین به میلیونها ایرانیه که پایتخت نشین نیستند  ...ما حتی نمیتونیم توی اظهار نظرهامون لااقل سعی کنیم جوری برخورد کنیم که کسی با خوندن کامنتهامون به خودش اجازه نده به شخصیتمون توهین کنه ما حتی توانایی اینو هم نداریم !!

 می نویسم ...

با همون لحن همیشه بدون کوچکترین تغییری ...بخاطر عقیده ی دو – سه نفر که ادعاشون در شناخت من و تهمتها و قضاوتها برام به کوچکترین جویی نمی ارزه ...مهربونی چندین نفر از دوستام رو نا دیده نمیگیرم ...اینجا خونه ی مجازی منه و هیچکسی حق اینو نداره برای چگونه نوشتن یا ننوشتم موضعی تعیین کنه ...برای هیچکسی کارت دعوت نفرستادم و هرکسی بنا به هردلیلی طبق همه ی تنگ نظریها و سطح فکری و برداشت خودش با نوشته های این وبلاگ مخالفه ...همینجا ازش خداحافظی میکنم ... این وبلاگ هم اگه از نظر هرکسی محتوایی منحرف کننده داره ...میتونه اینجا رو نخونه ...من مسئول انحراف کسی نیستم وقتی هنوز یادنگرفته نباید مثل یک طوطی تقلیدکار باشه ...و بدون اینکه بدونه نوشته و کار یک نفر خوب بوده یا بد ...بدون اینکه بدونه خدا فرق انسان و حیوان رو در قدرت تفکر و تعقل و اختیار قرار داده ...و باید ازش استفاده کنه ...میاد کار خوب یا بد یک نفر رو تکرار میکنه ...در ضمن اگه کسی واقعا به فکر خودش باشه ...وقتی می بینه هرچیزی تاثیر بدی داره روش ...خودش ازش پرهیز میکنه ...مگه اینکه خودآزاری داشته باشه بخواد بره دنبالش ..که اینجوری دیگه دین خودش گردن خودشه !!

..تائید و جواب دادن کامنتهاشون توی پست قبل اگرچه لایق این هم نبود که ارزش جواب دادن داشته باشن اما صرفا" برای نشون دادن سطح درک و تفکرات و شخصیت خودشون بود که بحمدالله خودشون هم بسیار بسیار همکاری کردن و هیچگونه ارزش دیگری ندارد :))).....همینجا ازشون کمال تشکر رو دارم ..و واقعا از ته دل آرزو میکنم برسه روزی براشون که از شادی دیگران شاد ....از خوشبختیهاشون احساس خوشبختی و از موفقیتهاشون ذوق زده بشن .....هیچ لذتی بالاتر از این نیست که خدا به اندازه ی وسعت دلت بهت بده ...از این به بعد هم هرگونه کامنتی که بخواد فراتر از حد و حدود خودش کسی اظهار نظر کنه ...درجا حذف میشه ...خودشون خبر نداشتن چقدر کامنت بدون تائید در موردشون هست که به حال افکارشون تاسف خوردن ...تا همینجا کافیه اون کامنتها رو دیگه همه خوندن ...من فقط همین رو میخواستم ...اونا رو هم بزودی حذف میکنم !!

واسه همین هیچ کامنتی از مهربونی دوستانم رو تائید نکردم ..حتی کامنت شریک که کلا" این جماعت رو شسته بود گفتم تائید نمیکنم چون ارزش اینو ندارن تو بخوای باهاشون دهن به دهن بشی .اگرچه حتی تائید این مهربونیها باز هم در حد و اندازه ای برای من نیست ..مطمئنا" همه از صدقه سر لطف و خوبی خودشون بوده ...اما من یادگرفتم اظهار محبت کسی رو به رسم ادب بی جواب نزارم :)) ...شرمم میاد اینو بگم اما از قصد مطرحش میکنم یکی از همونایی که مانور میداد توی کامنتدونی پست قبل .قتی دیده بود من تا اون لحظه گفتم بیش از 160 کامنت بدون تائید دارم توی کامنت خصوصی نوشته بود مهسا اینا مگس هستند دور شیرینی ...شرمنده ام معذرت میخوام همچین عبارتی رو اینجا تکرار کردم اما میخوام بگم اینایی که دم از اخلاقیات میزنن ...براحتی حتی شخصیت و شعور سایر دوستان رو هم به بازی گرفتن و نمیدونن گیرم که من شیرین باشم ...منی که کوچکترین سود و ضررم اینجا به کسی نمیرسه که نه منو دیدن و شاید هرگز هم نبینن ..که خوشبختی یا بدبختیم توی زندگیهاشون دخیل نیست چه شیرینی میتونم براشون داشته باشم که دورم جمع بشن ؟؟

واقعیت اینه که فرقی نمیکنه تو رو بشناسن یا نه ....باهات زندگی کنن یا فرسخها فاصله داشته باشن ..شناختشون عمیق باشه از وجودت یا بی عمق ...تو از خوبیها و خوشیها بنویسی یا مشکلاتت و بدیها ..اینا همون آدمهایی هستن که توی دنیای واقعی و مجازی همه ی ما آدمها وجود دارن ...اگه بدبختیتو ببینن میان بهت میگن خاک عالم بر سرت عرضه نداشتی زندگیتو جمع کنی؟ و اگه خوشبختیتو ببینن میان میگن مگه تو کی هستی؟ ببین تو اصلا اینی نیستی که فکر میکنی ....میخوام بگم تحت هر شرایطی دهن اینا بازه ....اینجور آدما هرگز و هرگز خیرخواه زندگی ما نیستند ...کسی که خیر خواه باشه با توهین مقاصد خودش رو به پیش نمیبره ...حتی توی دنیای واقعی هم که آدمها از نزدیک با هم زندگی میکنن و آمار همدیگه رو دارن گذشت زمان لازمه تا همدیگه رو بشناسن ..وای به حال این دنیای مجازی که خیلی مواقع همه چی سانسور شده است و هرگز کسی به شناخت درستی از دیگری نمیرسه !!

کسی که خیرخواه باشه وقتی میدونه شناخت کاملی نداره به خودش حق اظهار نظر نمیده ...کسی که خیر خواه باشه و حتی منتقد دلخوشیهای آدمها رو به تمسخر نمیگیره ...هدفهاش رو سرکوب نمیکنه ...هیچکسی توی زندگی ما به اندازه ی خودمون دلسوز خودمون و زندگیمون نیست ...از پست قبل عبرت بگیرید ...هرجایی یکی پیدا شد که راه و هدفها و موفقیتهای شما رو سرکوب کرد ایمان داشته باشید که راه موفقی در پیش دارید و به موفقیتهای بزرگی می رسید ...اجازه ندید اینجور آدمها که حتی وصال دو تا جوون رو بعد از سالها نمیتونن ببینن ..که توی کوچکترین مسائل خصوصی و خانوادگی یکی دخالت میکنن و بهش میگن چرا خانواده هاتون خبر ندارن ...در حالیکه هیچ ربطی بهشون نداره ...حتی به جای خدا حکم صادر میکنن ...حتی غرضها و نیتهاتون رو تعیین میکنن ...حتی شخصیت اطرافیانتون رو به تمسخر میکشن ...و حتی ذوق و شوق شما رو کور میکنن ...قضاوت میکنن و عین آب خوردن تهمت میزدن ...نه تنها خیرخواه زندگی شما نیستن بلکه ارزوشون دیدن شما در اوج مشکلاته !!

توی وبلاگ من اینجوری خودشون رو نشون دادن ..توی زندگی هر کدوم از ماها ممکنه به نوع دیگه ای ظاهر بشن به یک شیوه ی دیگه ..برای تضعیف روحیه تون و رد کردن ساده ترین بهانه های شادیتون از زیر عینک بد بینیشون ازهیچ کوششی دریغ نمیکنن ...من فقط خدا رو شکر میکنم بابت دو نعمت ...اول اینکه سرنوشت همه ی ما دست خودشه چه خوشبخت بشیم و چه بدبخت ...یه جمله ی قشنگی هست که میگه " اگر چتر من خداست ..بگذار ابر سرنوشت هرجور که میخواهد ببارد" ...اگه این نعمت نبود این آدمها برای تیره روز شدن زندگیهامون سنگ تموم میزاشتن اینو همون وقتی فهمیدم که توی کامنتهاشون اینده ی شغلی منو اصرار داشتن نقش برآب کنن یا همون وقتی که نوشتن خانواده ی شریک اصلا تو رو نمی پسندن ...و دومی نعمت مرگ ...اگه اینم نبود آدمها زنده زنده همدیگه رو قورت میدادن به جرم اینکه یکی یه جز ناقابل بیشتر از اونا داره !!

توی زندگی همه ی ما کم و کاستیهایی هست که انکارش یک دروغ محضه ...ممکنه توی زندگی یکی یه چیزی باشه که من نداشته باشم ...یا من چیزی داشته باشم که دیگری نداشته باشه...به جای چشم داشتن به داشته های بقیه و سرکوب اونها جاهای خالی زندگیهامون رو باید یادبگیریم با داشته هایی که در حد بضاعتمون هستند پر کنیم و باهاشون احساس خوشبختی کنیم و با شادی ازشون یاد کنیم و حتی در موردشون حرف بزنیم ...غصه خوردن و جاهای خالی رو به چشم اوردن ما رو به هیچ جایی نمیرسونه !!

همین امشب خوشبختیهاتون رو لیست کنید برای خودتون ...حتی اونایی که به نظرتون خیلی جزئی و پیش و پا افتاده است ...اگه زحمتی نبود اون بالای بالا از طرف من برای خودتون بنویسید " قلبم " ...قلب شما با همه ی نیت های خیری که داره ..اونم برای دوست ندیده و نشناخته ای مثل من  که چقدر دعای خیر و آرزوی خوشبختی براش دارید و چقدر صمیمانه مینویسید دوستش دارید ...حتی اگه این علاقه خیلی هم زیاد نباشه ...بزرگترین سرمایه ی شماست که من ایمان دارم خدا به اندازه ی وسعت همین قلبتون و نیتهای خیرتون بهتون میده ....قلب شما بزرگترین نعمت شماست اینو از من داشته باشید !!

بیاید به خودمون قول بدیم به کوری چشم همه ی اونایی که نمی تونن خوشبختی و داشته های بقیه رو ببینن ....سعادت پندار باشیم ..خوشبخت زندگی کنیم ...خوشبخت فکر کنیم و برای هم خوشبختی بخوایم ...حتی در اوج مشکلاتمون ..کار سختی اصلا نیست فقط کمی نیاز به تمرین داره :)

هرچقدر اون کامنتهای دو- سه نفر دل منو شکستن که سپردم به خدا ...تمامی کامنتها و ایمیلها و حتی تماسها و اس ام اس هاتون ...منو ذوق زده کرد ...خیر ترین دعای من بارها گفتم همون وقتایی هست که خدا رو به حق امام رضا قسم میدم ...دل من این روزها بدجوریی هوایی شده ..با همین حال و هوای دلم الهی هر آنچه دعای خیر و خوشبختی برای من خواستید خدا هزاران هزار بیشتر از من به خودتون برگردونه .... آآآآآ مین :)))

 

پ .ن 1 : جسیکا !!...من تصمیمم برای رفتن کاملا جدی بود ...منو به حق امام رضا قسم دادن بمونم و بنویسم ...شما خادم امام رضایی ..وعده دادی اگه بنویسم یک زیارت خاص و ویژه از طرفم توی حرم انجام بدی ...من می نویسم به شرم قلم ناچیزی که دوستان توی همین کامنتهاشون یاداوری کردن همین ناچیز بودنش ارادتشون رو به امام رضا بیشتر کرده ...یک زیارت ویژه ازت طلب دارم ...سلام گرم منو برسون به آقا و اگه قابل بودم دو رکعت نماز حاجت ..برای اجابت حاجت خاصم حتما برام بخون ...پیشاپیش بخاطر لطفت ممنون :)

پ .ن 2 : پستم زیادی طولانی بود اما در جواب تائید نکردن کامنتهاتون و دلخوریهاتون لازم بود ...چیزی تا شهادت امام رضا باقی نمونده ...میخوام دست جمعی شب شهادتشون ختم یاسین داشته باشیم ..کی پایه است ؟؟؟ :)))

اطلاعیه :))

از این به بعد تمام پستهای این وبلاگ خصوصی میشن ...منم رمزی می نویسم

و با احترام

رمز به هیچکسی داده نمیشه حتی به شما دوست عزیز

اینجوری

هم برای من بهتره هم برای ملت :))

قصدم بود همین دیشب وبلاگمو حذف کنم بعد دلم نیومد اینجا از مهمترین خاطراتم نوشتم خاطراتی که جزئی از وجودم هستن !!

گفتم میرم یه جای دیگه در گمنامی مطلق می نویسم  حتی از بلاگفا هم خداحافظی میکنم دیدم باید آرشیوم رو منتقل کنم ...خودش پروژه ای بود که منم وقتشو نداشتم ..از طرفی من با وجود خوب و بد بلاگفا اما به محیط مدیریتیش عادت کردم با بقیه راحت نیستم !!

دیدم بهتره نه حذفش کنم نه برم یه جای دیگه همینجا ادامه میدم با این تفاوت که تنها مخاطب وبلاگم فقط خودم میشم و شریک :))

کارم منصفانه نیست میدونم ...اما خوشبختانه چیزی که زیاده توی این دنیای مجازی وبلاگ ...اونم دست نوشته های آدمهایی که خیلی خیلی از من بهتر می نویسن و وبلاگهای جذابتری دارن ...خوندن دلنوشته های من برای کسی انقده مفید نبوده که نخوندش مایه ی ضرر بشه :))

 

دلم براتون تنگ میشه :)

تبریک :)))

 

 

ادامه نوشته

شش تفنگدار :)))

 
ادامه نوشته

یه روز دنیا ... :)))

 

 

ادامه نوشته

چه احساس قشنگی :)))

ادامه نوشته

یلدا / حاج آقامون / 25 بهمن :))))

ادامه نوشته