من ٍ این روزها ... :)
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:4 توسط مهسا
|
فقط روزمرگی هست و یه پست طولانی همین !!!
عشق یعنی ظهر تماس میگیره میگه جواهر ده بودم جای شما خالی هر چند که شما خودت جواهری بعد تو با بد اخلاقی غر بزنی و بگی نمیخوام دیگه بری سفر ..برگرد دیگه ..اه رفتی تنهایی خوش میگذرونی واسه خودت؟میدونه حرفای تو غر زدن هات همش از روی دلتنگیه با خنده میگه باشه برمیگردم مهساخانوم ..برمیگردم !!
و الان خبر بده و بگه ...دارم برمیگردم بانو ...کرجم :)
بیخودی که شریک من نشده :)
پ .ن : این پست هام رو با لبخند و اشک می نویسم ...لبخند برای همه ی لطفهات برای همین پستی که با تمام وجودم مهربونی هات رو لمس کردم و شده جز ناب ترین خاطراتم و اشک برای دلی که با سطر به سطر این جمله ها بی قرار و بی قرارتر میشه ... بدجوری دلتنگتم این روزها آقا !!!