از همه چیز ..از همه جا !!!
فردا قرار دارم با ..."خدا" !!!
خانوم و آقای همسایمون یادتونه ؟؟؟ ..اونا که عید با هم مشهد بودیم ؟؟؟ ازم خداحافظی کردن همین چند وقت پیش و راهی خونه ی خدا شدن ...خانوم همسایه گفت سفارش خوشبختی و عاقبت بخیری منو کنار کعبه به خدا میکنه ...به آقای همسایه گفتم یادتونه مشهد بودیم می گفتید مهسا من تو رو که می بینم انگار زهرا دخترم روبرومه ؟؟ .اون لحظه صحن انقلاب بودیم .گفت آره حالا هم همینطوره .یادمه .گفتم پس توی صحرای عرفات ...موقع خوندن دعای عرفه با همون لحنی که زهرا رو دعا میکنید منو هم دعا کنید ...دین و ایمان آقای همسایه رو بعد از سفر مشهد بدجوری قبول دارم ...یه حس خاص و خیلی خوبی بهم دست میده وقتی مطمئنم یکی هست که توی صحرای عرفات ازم یاد میکنه !!!
ایمان دارم خدا ...که توی این لحظات بیش از اینکه من بیادت باشم تو بیادمی ..هر چند میونه ی خوبی نداریم با هم این روزها ..اما چه باک که هنوزم خاطرمون برای هم عزیزه ...ممنون که توی اینجور لحظات که فقط خودت دعوت میکنی ...دعوتنامه ی منو از مدتها قبل یه جای دنج توی طاقچه ی مرام و معرفتت اون بالا نگه میداری ..که حداقل برای لحظاتی از بار گناههای هر روزم کم بشه ...ببین هرچند هر روز کلی بهت غر میزنم اما بزار قبل از شروع خلوت عاشقانه مون از همین نزدیک روی ماهت رو ببوسم !!!
امروز وقتی دیدم پرده ی خوش نقش خونه ات رو عوض کردن بی اختیار بغض چنگ انداخت به گلوم ...وقتی زائرهای خونه ات رو می دیدم به حالشون غبطه میخوردم و اشک از چشام سرازیر میشد ...خدایا من که پیشت خیلی ناچیزم ...من کجا و حج تمتع خونه ی شما کجا ؟؟ ..راستش جز اون آرزوهای خیلی دوره برام ...تنها دلخوشیم اینه که میگن زیارت علی بن موسی الرضا مطابق با یازده بار سفر حج تمتع پیامبره ...خدایا میشه لااقل توی روز عرفه برام زیارت امام رضا رو بزاری کنار ؟؟؟
فردا من و تو با هم قرار داریم خدا ...یه جورایی بی تابم برات ...یه جورایی میخوام از بغضهای ته گلوم بگم برات ...یه جورایی چشام حرف نزده خیس میشه ...من سر قرارم میام حتما ...تو هم بیا ..ناگفته ها دارم برات ....فردا مهمونتم خدا ....فقط اگه زحمتی نبود میزبان خوبی باش ..روز عرفه فقط یکبار در طول سال تکرار میشه ..حالا که قرعه ی فال بنام من در اومده ...بزار از هم خاطرات خوبی داشته باشیم ...عین شبهای قدر !!!
میدونی ؟؟؟ خوش اقبالم ...خوش اقبال ..تا چشم همه ی بد شانسیهام و غم و غصه هام در بیاد ...چه اقبالی بالاتر از این که خدا بیادمه ؟؟ .همین خدایی که من روزی صد بار براش خط و نشون میکشم و غر میزنم بهش .....خدا دوستم داره ..خودش مهمونم کرده ...خودش صدام میزنه ..خودش دعوتنامه می فرسته ...ببین انقدر هوامو داره که میخواد همین فردا واسه چند ساعت ناقابل هم که شده اختصاصی منو واسه خودش داشته باشه ...عین لحظه ی تحویل سال 89وقتی جای بوسه ی خدا رو بین اشک ریزان چشام روی گونه هام حس میکردم وقتی زاویه ی دیدم یه گنبد طلا بود !!!
با تو قرار دارم خدا ...همین فردا !!!
پ .ن1: بین سطر به سطر مناجات عارفانه ی دعای عرفه وقتی عاشقانه هاتون بالا گرفت وقتی چشمه ی اشکتون جوشید و دلتون بی قرار شد ...من و شریکم رو بین دعاهای خالصانه تون از قلم نندازید لطفا ...بعد از شبهای قدر اگه یه فرصت دوباره برای همه ی ما باشه اون فرصت فقط لحظات دعای عرفه است ...بیادتون هستم اگه پیش شما و اون بالایی قابل باشم !!! (یعنی مدیونید اگه منو شریکم رو فراموش کنید دلم گرمه به اجابت دعاهای شما )
پ .ن2: مهسا وصال می طلبد از ره دعا / یارب دعای خسته دلان مستجاب کن !!!
اهل درسم... روزگارم بد نیست! جیب خالی دارم...خرده پولی... سر سوزن عقلی